تبليغاتX
پارسا وروجکی دوست داشتنی

پارسا وروجکی دوست داشتنی

یادداشتهای پدر و مادرپارسا از بزرگ شدن دلبندشون

پارسا در شهر کومله آخرین روزهای تابستان 89

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 18:27  توسط مامان و باباي پارسا  | 

شازده ای بنام پارسا در گردنه حیران جاده استارا به اردبیل

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 15:11  توسط مامان و باباي پارسا  | 

خبر خبر خبر به زودی می اییم

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 19:51  توسط مامان و باباي پارسا  | 

پارسا در روزهایی که ددی غایب بود(نویسنده مامی پارسا)

دراین روزهایی که ددی غایب بود تو راه رفتن رو دویدن و نماز خوندن و رانندگی با ماشینت رو ودراز کشیدن جلو تلویزیون برای دیدن کارتون رو و روشن کردن کامپیوتر و کارکردن با مووس و خوردن فلفل تند و گریه کردن نیم ساعتهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد شکستن بیش از ۱۵ عدد لیوان تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدرو توی کارنامه شیطونی هات به ثبت رسوندی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 14:14  توسط مامان و باباي پارسا  | 

دندانانه

سلام .اینکه داش پارسای ما بالاخره توی ۱۴ ماهگی یه دفعه صاحب ۴ تا دندون خوشجل شده ناشی از دعای یه جماعتیه که فکر و ذکرشون شده دندونهای اقا پارسا

این روزها حسابی سرمون شلوغه و اقا پارسا هم که ما رو خیلی کم میبینه حسابی قاط زده

این پست رو فقط بخاطر ثبت روزشمار دندونهای اقا پارسا نوشتیم مفصل با کلی عکس از شازده خدمت خواهیم رسید

تابعد

معزز باشید و پایدار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 23:57  توسط مامان و باباي پارسا  | 

خانواده به موتوري ميخورند ....نه نه بالعكس......جدي گفتم

سلام بعد از اون تصادف لعنتي كه خدا به داد منو مامي و پارسا رسيد تا حالا كه اين مطلبو دارم مينويسم سردرد هاي مزمن صبحگاهي و شبانگاهي بعد از تصادف اموني براي آپ كردن نميداد ممنون كه سراغ مارو گرفتيد

خدا بخواد  با عكسهاي تولد وروجك بزودي آپ ميكنيم

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 23:27  توسط مامان و باباي پارسا  | 

پستی از مشهدالرضا

سلام اینکه هفته بعد تولد اقا پارسایه و من اومدم ماموریت شاید یه کم عجیبه ولی عشق زیارت و دوستی با امام رضا این عجیب بودن رو کمرنگ تر نشون میده

تا اخر هفته اینجاییم و ان شا ءالله برای تولد اقا پارسا بر میگردیم تهرون

انگشتر عقیق سوغاتی من برای آقا پارساست که خیلی بامزه و قشنگه که ان شاءالله عکسش رو توی وبش خواهم گذاشت

یکسالگی پارسا مثه روز تولدش پنج شنبه است و ماهم برای گرفتن جشن یه وقت خوبی داریم

از همین رسانه جشن تولد اقا پارسا رو برای اطلاع عموم خاه ها در سوئد عمه ها در کاناداو ایکس ها در تهرون اعلام میدارم تا ما را سرافراز نمایند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 21:8  توسط مامان و باباي پارسا  | 

عيدانه

نوروز89مبارك پارسا 11ماهه از تهرونپارسا در لباس نوروزيلري بنام پارسادر راه شيراز فوكر 100
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 9:58  توسط مامان و باباي پارسا  | 

سرزمین پارسیان -شیراز -فراشبند-اغار و دالان اخر دنیا

اينكه در شعاع 1500كيلومتري پايتخت در شب عيد بجاي خريد اخر سال پارسا بايد انبارگرداني نفت وگاز كني و دلت براي اون وروجك تنگ بشه رو هم بايد جزيي از خاطراتي دونست كه با ثبت اون توي بلاگفا هيچ موقع از يادت نميره هفته اخر اسفندبرگشت از ماموريته كهبايد حسابي يه طرحي نو براندازيم
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 10:41  توسط مامان و باباي پارسا  | 

غریبانه

اینکه مجبورم برای چندر غاز بیشتر مجبور شم روزها و هفته ها تورو نبینم خیلی عذابم میده

اینکه مجبور شدم بیام کرمانشاه و هرشب خودم رو کلی برای اینکار سرزنش میکنم

اینجا فقط دلتنگی و دلتنگی

هر روز که میگذره بیشتر دلم هواتو میکنه ..به این فکر میکنم که این توت فرنگی مهاجر عجب دل و جراتی داشته رفته اون لنگه دنیا و سال تا سال ایران نمیاد

خلاصه که مثه تموم دنیا حال منم خرابه۰خرابه

این اولین ماموریتی که بعد از تولدت اومدم شاید هم اخریش

راستی من بدون تو و مامی تنهای تنها طاق بستان و غار قوری قلعه و ......در کرمانشاه میخوام چکار

یکی بیاد منو دلداری بدهای وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااییییییی

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 18:8  توسط مامان و باباي پارسا  |